چی؟ رئیسی در کار نیست؟!

وقتی شنیدیم انجمن مان رئیسی ندارد که آن را اداره کند، هیچ صندوق داری نیست که حقوق ها را پرداخت کند، ... دوستانمان تعجب کردند وگفتند : "چنین چیزی امکان ندارد. ..." (دوازده گام و دوازده سنت)


وقتی بالاخره به انجمن رفتم، باورم نمی شد که در آنجا هیچ صندوقداری نیست که حقوق ها را پرداخت کند.نمی توانستم تصور کنم که سازمانی باشد که بخش مالی نداشته باشد تا در ازای خدماتی که ارائه می دهد حق الزحمه دریافت کند. این اولین و تنها تجربه ام بود که "در ازای کاری هیچ چیزی دریافت نمی کردند." از آنجا که احساس نمی کردم آنها دارند از من استفاده می کنند یا گولم می زنند، توانستم به این برنامه بدون تعصب و با ذهنی باز وارد شوم. آنها هیچ چیز از من نمی خواستند.چه چیزی از دست می دادم؟ خدا را شاکرم برای خرد بنیانگذاران اولیه این انجمن که به خوبی می دانستند چطور با الکلیها برخورد کنند.