سنت دو .....
18   فوریه 
   29بهمن
پذیرش سنت دو در زندگی دو در زندگی خانوادگیم به من می آموزد که چطور از فرزندان بزرگسال خود قطع وابستگی کنیم.سنت دو می گوید:"در ارتباط با هدف گروه ما تنها یک مرجع وجود دارد خداوندی مهربان که به گونه ای ممکن خود را در وجدان گروه بیان میکند."رهبران ما خدمتگزاران مورد اعتمادند آنها حکومت نمیکنند."نقش من در زندگی فرزندان بزرگسالم فقط مانند یک خدمتگزار مورد اعتماد است.
می توانم راهنمایی کنم و یاد بدهم اما نمی توانم برایشان تصمیم بگیرم .آنها بایدخودشان تصمیم بگیرند.در صورتی که در خواست کردند با مثال زدن وتجربه شخصی می توانم راهنمایی کنم.اما بایدنتیجه را رها کرده و به دیگران حتی فرزندانم اجازه دهم خودشان انتخاب کنند و مسوولیت انتخاب ها یشان را بپذیرند.

 

تفکری برای امروز:
بهترین الگویی که من به فرزندانم می دهم این است که برای تصمیم گیری خود کمک بخواهند حذف کلمه هایی مانند"تو باید" چرا درست انجام نمیدهی؟یا"اگر به جای تو بودم "از فهرست کلماتم آسان نیست .اما ه وقت که این روش را شروع می کنم به وسیله یک تذکر ملایم از آنها درخواست می کنم و اجازه می دهم بدانند که می خواهم سعی کنم بگذارم خودشان باشند .حذف این کلمه ها دری را برای گفتگوی سالمتر باز می کند.اکنون فرزندانم می دانند که می توانند بدون ترس از اینکه بخواهم روی افکار و زندگیشان تسلط داشته باشم برای راهنمایی پیش من بیایند.