17 بهمن
وقتی که قدم دوم در مورد ایمان به نیروی برتر جهت سلامت عقل صحبت می کند، برای من چیزی جز بیش از توانایی عملکردهای مسئولیت پذیری، واقعیت گرایی و همچنین یک راه معقول زندگی، تمایل به تفریح، اوقات فراغت و ایجاد سرگرمی می باشد.
من گمان می کنم که باید به خوشی و تفریح بعنوان یک سرگرمی خاص فکر کنم. این مستلزم تجهیزات خاصی نیست، احتیاج به سفر کردن ندارد و هرگز از مد نمی افتد. وقتی که می خندم، می دانم که نیروی برترم آرامش مرا تقویت می کند. اگر من نتوانم چیزی جز مشکلاتم را ببینم، دیدی محدود پیدا خواهم کرد. پا برجا بودن بر روی این مشکلات به آنها اجازه می دهند تا مرا کنترل کنند. البته، آنچه را که مربوط به خودم می باشد باید انجام دهم و همچنین لازم است که زمان رها کردن را نیز یاد بگیرم.وقتی مدتی را به بازی کردن اختصاص می دهم، یا به خندیدن و لذت بردن، از خودم مراقبت می کنم . موضعی را به نیروی برترم می دهم تا در بقیه امور از من مراقبت کند.

یادآوری امروز


یک خنده مطلوب یا مشغول شدن به فعالیتی می تواند باعث تعالی روح من شود و ذهنم را پاک کند. من با افزودن بعضی روشنایی ها به امروزم خود را تجدید قوا خواهم کرد.
" اکنون در هر شرایطی بدنبال خوشی هستم و نیروی برترم خدای خوشی هاست و به من یاد آوری می کند که خودم را زیاد جدی نگیرم."