شانزدهم بهمن:   ترس بیش از هر چیز دیگر سبب عقب ماندگی انسان هاست.

   ای کاش می توانستم بعضی از تازه واردان را دوباره ببینم. این داستان عضوی است که بعد از یک هفته آشنائیم با برنامه وارد جلسه شد. جلوی درب ایستاده و برای وارد شدن مردد بود. سرانجام با تشویق اعضا قدم به درون جلسه نهاد. این دقیقا همان احساسی بود که در اولین روز شرکت در جلسه داشتم. در اولین بار شرکت در جلسه ترس وجودم را فرا گرفته بود. به شدت اصرار داشت که گمنامی اش شکسته نشود، زیرا به تازگی مشغول به کاری شده بود و در محیط کار خود را غیر سیگاری، که شرط اساسی اشتغال در آن کار بود معرفی کرده بود. او می بایست راهی را برای قطع مصرف پیدا می کرد. روزی یکی از اعضاء در محیط کار نزد او رفت و خود را به عنوان عضوی از نیکوتینی های گمنام معرفی کرد. عضو تازه وارد از این عمل رنجیده و دیگر در آن جلسه شرکت نکرد. گمنامی برای من اهمیت چندانی ندارد زیرا همه می دانند که من یک معتاد به نیکوتین هستم. این رخداد سبب شد درک کنم که حفظ گمنامی تا چه اندازه می تواند در بقای عضوی در یک گروه مؤثر باشد.

برای امروز، به حق هر عضو در حفظ گمنامی احترام می گذارم.