احساس پوچی می کردم

باید یک سوال کوچک از خودمان بپرسیم: " آیا اکنون اعتقاد دارم یاآیا می خواهم بپذیرم که قدرتی برتر از من هست ؟" به محض اینکه کسی بتواند بگوید که ایمان دارد، یا می خواهد ایمان بیاورد، او رامطمئن می کنیم که راه درست را یافته است.(الکلی های گمنام)


همیشه به مطالعه اصول علمی علاقه داشتم . من از لحاظ عاطفی و فیزیکی با مردم خیلی فاصله داشتم، چراکه به دنبال علم محض بودم .خدا و روحانیت در تمرینات دانشگاهی جایی نداشتند . من یک دانشمند امروزی بودم و دانش، قدرت برتر من بود . به زندگی به چشم مسئله ای نگاه می کردم که باید حلّش کنم . اما خود درونی ام، به خاطر راه حل بیرونی ام برای مشکلات انسان ها، داشت می مرد، و این راه حل الکل بود. علی رغم هوش سرشارم، الکل نیروی برترم شد . به خاطر محبت بی قید و شرطی که از سوی اعضای انجمن و در جلسات دریافت کردم توانستم الکل را دیگر به چشم قدرت برتر خود نبینم . احساس پوچی ام ارضا شده بود . من دیگر تنها و جدا مانده از زندگی نبودم. من نیروی حقیقی برتر از خود را یافتم، من عشق خداوند را پیدا کردم . حالا فقط یک موضوع برایم باقی مانده است که خیلی ذهنم را مشغول کرده : خداوند در انجمن الکلی ها گمنام است.