ایمان به رها کردن
30ژانویه      10 بهمن
شعار "رها کن و به خدا بسپار "آرامش فوق العاده ای به من داده است.اوایل من در مقابل عقیده رها کردن اراده ام و سپردن آن به یک نیروی برتر مقاومت می کردم و برایم بی معنی بود.به عنوان یک مادر احساس می کردم اگر زمانی پسرم به درد سر افتاده بود کمکش نمی کردم نسبت به او فدا کاری نکرده بودم .اگر او را از زندان آزاد نمی کردم احساس گناه داشتم.
برای باز نگه داشتن ذهنم به گوش کردن در جلسات ادامه دادم.ضمن مشارکت اعضا شنیدم چگونه آنها به آرامشی که من می خواستم دست یافته اند.دانش نیرو و امید آنها الهام بخش بود.بنا بر این باز هم گوش دادم.خیلی.ها مشارکت می کردند که چطور با.رها کردن اراده شخصی و کنترل آرامش پیدا کرده اند.اوایل برایم مشکل بود اما بلاخره با تمرین آسانتر شد.فهمیدم.با نجات دادن پسرم به او کمک نمی کردم.برای من "رها کردن"آسانتر از "به خدا سپردن "بود. من مطمعن نبودم به یک نیروی برتر ایمان دارم.اعتماد کردن به نیرویی که دیده نمیشود از همه سخت تر بود .وقتی تردیدهایم را رها کردم  و به ایمان متوسل شدم آرامش عجیبی پیدا کردم.اغلب همین را تمرین می کنم و همیشه باعث آرامش من می شود.
تفکری برای امروز:
وقتی درک می کنم با "رها کن و به خدا بسپار"مشکلاتی که لاینحل به نظر می رسند  از راه هایی که اصلا به فکرم نمی رسدحل میشوند ایمان من قوی تر می شود.