زمانی که ما به الانان میرویم، بلسیاری از ما اشتیاق داریم تا به صحبتهایمان گوش داده شود. ما از کشف اتاق های الانان که مکانی امن برای صحبت کردن پیرامون مسائل محصور در درونمان می باشد، دلگرم می شویم.ما مشارکت میکنیم و افراد پیرامونمان با تکان دادن سرشان آن را درک می کنند. آنها پس از جلسات با ما حرف میزنند و عنوان می کنند که چقدر صحبت های ما را تصدیق کرده و از ما بخاطر مشارکتمان سپاسگزارند.
در نهایت به حرفهای ما گوش داده می شود. این توجه می تواند آنقدر احساس نیرومندی بدهد که ممکن است در آن افراط کنیم. بسیاری از ما می ترسیم که این شانس آزادانه صحبت کردن رارها کنیم، بطوریکه ان را آخرین فرصت در نظر میگیریم. اما وقتی هر عضوی با تحکم در جلسات به مشارکت بپردازد، گروه از این عمل رنج میبرد. با پیروی کردن از سنت ها، منافع مشترک گروه باید در درجه اول قرار گیرد و همچون یک ابزار ارزشمند در راهنمایی کردن محسوب می شود. نیازهای ما برای ابراز احساسات شخصی مان واقعی بوده و باید جهت یابی شود. یک راهنما می تواند زمانی را به ما اختصاص دهد و لازم است توجه داشته باشیم که در مورد خودمان و زندگی مان صحبت کنیم.

یادآوری امروز

نیازهای من مهم هستند. الانان به من کمک می کند تا راههای مناسبی برای بدست آوردن آنها پیدا کنم. من امروز به خوبی از خودم مراقبت خواهم کرد.
« جزئیات بسیار خصوصی بهتر است با راهنمایی که می تواند دقیقاً به آنها گوش داده و حمایت خویش را حفظ کند، مطرح می شود. فردی که همه چیز را راجع به شما می داند و می پذیرد که شما نیز مانند او هستید.»