در یک روز گرم تابستان برای فرار از گرما به کنار ساحل رفتم در حالیکه لیمونادی در دست داشتم آنجا دراز کشیدم و به مردمی که زیر نور خورشید بودند نگاه میکردم مهم نبود چند نفر در ساحل وجود داستند ، نور خورشید برای همه کافی بود . من یکسانی حقیقت عشق را و راهنمایی خداوند را درک میکردم مهم نبود چند نفر در جستجوی کمک از خداوند باشند بلکه همه تحت حمایت او هستند . برای شخصی که معتقد است هرگز زمان ، پول عشق و یا هر چیز دیگری به حد کافی وجود ندارد ، این یک خبر شگفت آور بود ! این آگاهی در جلسات الانان هنگامیکه فردی در مورد نیروی برترش با یک عشق و حرارت فردی که با او در تماس بوده صحبت میکرداحساس میشود احساس کردم نزدیکی بیش از حد او با خداوند ، عشق کمتری برای من باقی میگذارداما فکر کردم که عکس این درست است . اغلب وقتی مشارکت دیگران در مورد خوبی مراقبت کردن نیروی برتر از آنها می شنوم .بیشتر احساس نزدیکی به خداوند میکنم . امروز سعی میکنم بخاطر داشته باشم که عشق کافی برای همه ما وجود دارد .


یاد آوری امروز ...

من ممکن است هر آنچه را بخواهم نداشته باشم ...اما امروز هر آنچه را که نیاز دارم دارا هستم . امروز به وضوح فراوانی را جستجو خواهم کرد و بخود یاد آور خواهم شد که عشق نیروی برترم آنقدر وسیع هست که همه افرادی که شهامت دارند ، خودشان را در وجود او قرار دهند . و او را حس کنند . اگر تمایل دارم یاد بگیرم تا خودم از قدرت بی پایان و گسترده خداوند منفعت ببرم .