شهامت راه اندازی یک جلسه
14ژانویه   24دی
مدتی در باره راه اندازی یک گروه نارانان در نزدیکی خانه ام فکر می کردم .آنچه امروز در یک همایش نارانان شنیدم به تحقق این فکر کمک کرد.من اوقات زیادی را صرف رفتن به جلسات معتادان گمنام به همراهومعتادم می کردم.فکر می کردم با همکاری ،کمک و حمایت معتاد به بهبودیش کمک می کنم .اما من یک معتاد نیستم و نمی توانم بسیاری از درگیریهای آنها را درک کنم.معمولا مطالب مفیدی می شنوم ولی من به داستانهایش ارتباطی ندارم.
زندگی با اعتیاد فعال به من یاد داده که از روش های تدافعی استفاده کنم.مثلا بیشتر اوقات آنچه را اعتقاد داشتم نمی گفتم چون می ترسیدم معتاد از چیزی که گفتم خوشش نیاید و از من عصبانی شود.سپس انتظار.داشتم  که با هم در گیر شویم و معتاد به دنبال مصرف برود.فکر می کردم می توانم به وسیله بازی کردن نقشی که دیگران را خوشحال می کند آنها را کنترل کنم.بیماری من ترس و کنترل بود..
از وقتیکه به یک همایش معتادان گمنام رفتم در جلسات نارانان شرکت کرده ام اولین کاری که موقع وارد شدن در همایش انجام دادم این بود که ببینم آیا نارانان در آنجا هست؟هر بار که در یک جلسه نارانان شرکت داشتم احساس می کردم در خانه هستم و با سایر اعضا ارتباط بر قرار کردم اکنون دارم می بینم که با کار نکردن برنامه نارانان خودم را از رشد ،پاکسازی و بهبودی فردیم که در زندگی خود نیاز داشتم محروم کرده بودم .وقتی مدتی نشستم گوش دادم و نوشتم فهمیدم که ترس از شکست مرا از راه اندازی یک جلسه باز داشته است .من چگونه می توانستم موفقیت جلسه را کنترل کنم؟ترس از شکست من باعث شده بود که از داشتن یک جلسه در نزدیکی خودم محروم باشم.بلاخره برایم روشن شد که با را اندازی یک جلسه نارانان نه تنها چیزی از دست نمی رود بلکه چیزی هم به دست می آید که برای بسیاری از همشهریهای من هم مفید خواهد بود.
تفکری برای امروز
من شهامت انجام کار جدید را دلرم حتی اگر نتوانم آن را کنترل کنم ویا نتیجه را پیش بینی نمایم.