قدم یک
13ژانویه    23دی
وقتی برای اولین بار به برنامه نارانان آمدم و در باره عاجز بودن شنیدم نمیتوانستم معنای آن را درک کنم.فکر می کردم همه کس و همه چیز در مورد معتاد را تحت کنترل دارم.اما متوجه شدم که اعتیاد فرد عزیزم تحت کنترل من نبوده و هیچ مسولیت یا قدرتی در مقابل اعتیاد نداشتم.
هم چنین یاد گرفتم عجز به این معنا نیست که من یک قربانی بیچاره هستم یا هیچ توانایی ندارم.من میتوانم احساسات شخصیم را داشته باشم و از خودم مراقبت کنم.عجز در بهبودی به این معنا نیست که من رفتار نا پسند را بپذیرم یا به خاطر رفتارهای نا پسند دیگران بهانه تراشی کنم.حتی نمی بایست برای رفتار ناپسند خودم هم بهانه تراشی کنم .می توانم دعای آرامش را بخوانم وبا کمک نیروی برترم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم بپذیرم و آنچه را که می توانم تغییر بدهم .من این توانایی را دارم که خودم ودیگران را ببخشم وبپذیرم که ما انسانهای کاملی نیستیم.می توانم مسولیت هر فرد را به عهده خودش بگذارم  و هنوز با وجود نقطه ضعف هایمان خودم و آنها رابپذیرم و دوست داشته باشم .می توانم چیزهایی را که در زندگیم اتفاق می افتد ببینم وواکنشم را انتخاب کنم.
با دانستن اینکه نیرویی برتر از خودم دارم می توانم احساس ناامیدی ناشی از عاجز بودن را به احساس شادی،آزادی و آرامش تبدیل کنم.وقتی این کار را انجام می دهم برای چیزهایی که نیروی برترم و برنامه نارانان به من بخشیده احساس قدر دانی شروع می شود.عاجز بودن در قدم یک بنیاد بهبودی من در طی قدم های دوازده گانه بوده است.
تفکری برای امروز:
می دانم که در مقابل معتاد عاجزم این به من احساس آزادی و آرامشی می دهد تا بدانم در نهایت فقط مسولیت زندگی شخصی خودم و انتخاب هایم هستم.