بیست و یکم دی: شخصی از پنهان بودن خداوند گلایه کرد عارفی گفت: وقتی پنهانی چیزی را آشکار سازی، پنهان پایان می پذیرد. اما پنهانی خدا را تا ابد برای هیچ کس و تحت هیچ شرایطی پایانی نیست.

از زمان پیوستن به انجمن نیکوتینی های گمنام مشتاقم تا خدا را در باور خود بشناسم. وقتی هیچگونه ترسی از خدا نداشته باشم می توانم عاشق او باشم. به خاطر فرصتی که قدم های دوازده گانه در جهت باور از خدایی که خود درک می کنم در اختیارم قرار داده از خداوند سپاسگزارم. بزرگترین عجز من یعنی عجز در برابر اعتیاد کشنده نیکوتین تبدیل به قدرتی برای ارتباط با خدا گردید، خدایی که نه برگرفته از چیزهایی که در کودکی بر من دیکته شده بود، بلکه خدایی که از درک و باور شخصی خودم سرچشمه می گیرد. در انجمن آموختم تا دست از اراده ناچیز خود بر دارم و اجازه دهم تا خواست و اراده خداوند در زندگیم کار کند. آری خداوند پنهان است، پنهان در درون من، همان گونه که من نیز در بسیاری موارد از خود پنهانم.

برای امروز بابت دوازده قدم و حضور خداوند در تمام جنبه های زندگی از او سپاسگزارم.