هنگامیکه تازه به الانان وارد شدم به من پیشنهاد شد که چیزهایی در مورد الکلیسم یاد بگییرم . من حریصانه همه موضوعات را میخواندم . همانطور که میخواندم شروع به تجزیه و تحلیل هر چیزی کردم . آیا الانان یک فلسفه بود یا یک نظام فلسفی بود ؟ نتیجه معقول ایمان داشتن به یک نیروی برتر از خودم چه بود؟ چه نوقع الکلی قصد بیداری معنوی را دارد ؟ این پرسشها و پرسشهایی از این قبیل ذهن مرا مشغول کردند اما در بهتر شدنم به من کمک نکردند . در نهایت به رفتن به جلسات ادامه دادم و قدمها و سنت های دوازده گانه را بارها و بارها خواندم و تجدید نظر کردم . به تدریج شروع به درک آن کردم . وقتی که تجزیه . تحلیل و تفسیر هر چیزی را متوقف کردم . زندگی کردن با اصول را شروع کردم در واقع آنها را در هر مرحله از زندگیم بکار می بردم . برنامه الانان ناگهان باعث درک کردن من شد و من شروع به تغییر کردن نمودم .


یاد آوری برای امروز

آیا تجزیه و تحلیل کردن هر موقعیتی در زندگیم نتائج مفیدی در بر خواهد داشت . یا تلاشی برای کنترل کردن چیزهای غیر قابل کنترل است ؟ آیا فهرستی تهیه کنم یا از کاهایی که نیاز به مشغولیت فکری دارد اجتناب کنم ؟ شنیده ام که آگاهی داشتن قدرت است اما گاهی اوقات تلاش من برای آگاهی یافتن ممکن است تلاش برای قدرتی باشد که من در آن ناتوان هستم . در عوض میتوانم قدم اول را فرا گیرم . "زندگی تنها با نگاهی به گذشته قابل درک و فهم است . اما باید به پیشروی زندگی کرد .