درد عاطفی نشأت گرفته از کمبودهای عاطفی و خلأهای دوران کودکی است و یا علت درد وجدان داشتن نواقص شخصیتی و یا کهبودهای اخلاقی می‌باشد. برای رفع آن نیاز به تغییرات شخصیتی و رُشد هویتی و اخلاقی است. هر چند کسی تمایل ندارد درد بکشد، ولی درد کشیدن در مرحله‌ی خودسازی و خودشناسی یک نعمت است. امروز وقتی بدون ترس با دردهایم روبه رو می‌شوم، قادر هستم آن را شناسایی و پیدا کرده و برای رسیدن به آرامش درونی، در صدد پیدا کردن راهی هستم که دردهایم را آرام‌تر کنم. امروز توانایی دارم به لطف خداوند درد فیزیکی و عاطفی خودم را تحمل کنم و برای برطرف شدن آن‌ها با دعا کردن از خداوند کمک بخواهم. آیا هنوز هم به دنبال مسکنی برای آرام کردن دردهایم هستم؟ امروز حساسیت‌هایم را کمتر کرده و به درد به صورت یک واقعیت مسلم نگاه می‌کنم. زندگی بدون درد نیاز به آرامش و تسکین ندارد. شکم سیر هم نیاز به غذا ندارد. کسانی نیاز به آرامش و تسکین دارند که در زندگی‌شان درد کشیده و نتیجه‌ی آن را امروز احساس می‌کنند. امروز از درگاه خداوند ملتمسانه تقاضا دارم که بتوانم توانایی‌هایم را بیشتر روی دعا و مراقبه قرار دهم.
زندگی بدون درد، خواب بدون بیداری است!