امروز برای رها شدن از احساس دردناک بی‌قابلیتی و بی‌لیاقتی که با سرزنش و ملامت شدنم توسط والدین و دیگران به من تحمیل شده است و فرار از زیر بار سؤالات دیگران، به نقاط ضعف و کمبودهای دیگران حمله می‌کردم. به نظرم این کار ساده که استاد اجرا کردنش بودم، دو حسن داشت، اوّل این که با آوردن شریک بگویم که دیگران هم ضعف دارند. دوم این که فرصت ایرادگیری و سؤال کردن را از آن‌ها بگیرم. ولی مشکلات هم چنان باقی بود و مسائل حل نمی‌شد، چون این احساس بی‌ارزشی درونی و ماندگار بود و من را اسیر خود کرده و تحت تأثیر آن هستم. امروز می‌خواهم با اجرای اصول خودیاری در برنامه، بینش قدیمی‌ام را رها کرده و انرژی خود را صرف بازنگری و رفع نواقص شخصیتی خود کنم. امروز تلاش می‌کنم که قابلیت‌های خود را شناخته و از خداوند بخواهم، که مرا در جایگزین کردن صفات خوب و فضیلت‌هایم، به جای صفات بد و ناشایست یاری کند. امروز وابستگی‌های ناسالم من نشان از اختلالات روحی و روانی و فکری و رفتاری من بوده است. من نیاز دارم که دست از طریق و شیوه‌ی افکار و رفتارهای ناسالم بکشم. خداوندا: مرا در کسب اصول برنامه یاری بده!
شهامت من در امروز ارزش من است!