اکثراً به ما نیاموخته اند که اهداف خود را مشخص و برای بدست آوردن آن ها گام برداریم.

اصلا قصد قطع مصرف نداشتم. کارفرمای من می دانست سیگار می کشم. او برای سلامتی اهمیت ویژه ای قائل بود. می دانید که منظورم چیست؟ او پیشنهاد کرد تا در یکی از مؤسسات ترک سیگار شرکت کنم. ده دلار شرط بندی کرده بود که نمی توانم تا پایان سال تحصیلی قطع مصرف کنم. به عنوان یک دانشجو نیاز شدیدی به آن ده دلار داشتم و برای به دست آوردن حاضر بودم دست به هر کاری بزنم. به نیت اینکه برای مدتی قطع مصرف کنم به آن جا رفتم. اما خداوند نقشه بهتری برایم داشت. یکی از دوستانم که در یک برنامه دوازده قدمی شرکت داشت نیز آن جا بود که راهکارهایی برای قطع مصرف نیکوتین در اختیارم قرار داد. نتیجه این شد که دو روز زودتر از موعدی که تصمیم گرفته بودم قطع مصرف کردم. چند ماه بدون همراه داشتن نیکوتین مصرفی بر سر کار می رفتم و راهکارهایی را که گرفته بودم به کار می بردم. در حقیقت به روال "فقط برای امروز" زندگی می کردم و حتی بعضی وقت ها فقط برای یک دقیقه دیگر. همسرم هنوز سیگار می کشید اما این موضوع دیگر مرا آزار نمی داد. چند ماه بعد در حالی که درگیر امتحانات دانشگاه بودم و زمان پراضطرابی را پشت سر می گذراندم با ته مانده سیگار همسرم که در زیر سیگاری بود لغزش کردم. سرانجام شب سالگرد قطع مصرف الکل قطع مصرف نیکوتین کردم.