هرگاه که از من دوری ،من بی قرار ،تنها ،بیچاره ،بی حوصله و دل شکسته ام اما محبوب دلبندم زمانی که در کنارم هستی نیز همین احساسات نیز با من همراهند.

وقتی از نزدیک ترین یار و همدم خود نیکوتین جدا شدم، بسیار غمگین و افسرده شدم. احساس محرومیت و طردشدگی می کردم. این احساس وقتی برای اولین بار قطع مصرف کنیم بسیار معمولی است. حتی وقتی هنوز در حال مصرف بودم تصور آن کافی بود تا مرا از تصمیم برای قطع مصرف باز دارد. وقتی مدتی از قطع مصرفم در برنامه گذشت شروع به رویارویی با احساسات خود نمودم و متوجه شدم در زمان مصرف از بسیاری از احساسات خود ناآگاه و بسیاری دیگر را با مصرف نیکوتین سرکوب می کردم. با رو به رو شدن با احساسات، احساسات جدید بسیاری در خود کشف کردم که بعضی از آن ها شدید و اغلب به ناگهان ظاهر می شوند. حمایت و تعهد متقابلی که بین اعضای انجمن دیدم کمک کرد تا باور کنم با قطع مصرف نیکوتین نه تنها چیزی را از دست نداده ام بلکه دوستانی پیدا کرده ام که مرا در سامان دادن یک زندگی لذت بخش بدون مصرف نیکوتین راهنمایی می کنند.

برای امروز، بابت اینکه از احساسات خود آگاه و می توانم از روی سلامت عقل به آن پاسخ دهم از خداوند سپاسگزارم.