قدم یک


بعد از سالها حضور در نارانان ،اکنون می توانم بگویم در مقابل اعتیاد شوهرم عاجزم و زندگی ام غیر قابل کنترل است .وقتی وارد اولین جلسه نارانان شدم،می دانستم که شوهرم معتاد به مواد مخدر است.به هر حال چیزی که پی بردم این بود که من به شوهرم معتاد بودم.مهم تر اینکه در یافتم برای کنار آمدن با تاثیرات زندگی کردن با اعتیاد لازم است برنامه را تمرین کنم.
وقتی وارد اتاق های نارانان شدم گمان می کردم که می توانم مصرف.مواد شوهرم را متوقف کنم.اکنون می دانم هر کاری که انجام می دادم ،باعث رنج بیشتر خودم بود.آن چنان آزرده می شدم که گریه می کردم عصبانی می شدم و رنجش ها را نگه می داشتم .
به او التماس می کردم مصرف نکند و بعد تهدید می کردم که اگر مصرف کند او ترک می کنم .دست به دامنش می شدم که اگر فقط مصرف نکند هر کاری برایش انجام می دهم .اما وضعیت را بدتر می کردم چون به قول ها وتهدید هایم عمل نمی کردم.بنا بر این خیلی زود حرف هایم بی معنی شد.اگر او فقط به حرف هایم گوش می داد من می دانستم چه چیزی بهترین بود.
سعی می کردم از شوهرم در مقابل.عواقب مصرفش محافظت کنم.به زودی در مورد حمایت نا سالم یاد گرفتم ودیدم که  نجات او از عواقب کارش فقط بیماریش را طولانی تر کرده و او را بیمار نگه داشته است.بلاخره قبول کردم هیچ کنترلی روی مصرفش ندارم وتلاش هایم برای کنترل او ناشی از دیوانگی خودم بوده است.
درک قدم یک برای من مدت زیادی طول کشید .در یازده سال اخیر از وقتی که شوهرم به کمک نیروی برترش روی برنامه کار می کند،دوره های پاکی داشته است. من هم کم کم بهبود می یابم.وقتی می توانم کنار بایستم و به معتاد اجازه دهم خود با اعتیادش کنار بیاید کمتر و کمتر نگران می شوم .من آسایش ،آرامش وسلامت عقل را که راه بهتری برای زندگی است تجربه می کنم.
تفکری برای امروز:
درس سختی که یاد گرفتم این است که نمی توانم معتاد را تغییر دهم اما می توانم عکس العمل خود را عوض کنم وقتی از رفع مشکلات او دست بردارم ،تسلیم شوم و روی خودم کار کنم می توانم از رفتار دیوانه وار دست بردارم و اختیار زندگیم را به دست بگیرم.