هفدهم آذر:   چهار کلمه ای که ایجاد تفاوت می کند: همین حالا شروع کن!

   هرگز تصور نمی کردم روزی اقرار کنم که به دلیل مصرف نیکوتین اختیار زندگی از دستم خارج گردیده است. در زمان مصرف تصور می کردم همه چیز تحت کنترل است. اگر کسی به خاطر مصرفم شکوه و گلایه می کرد با گستاخی با او برخورد می کردم. باور نداشتم که معتاد به نیکوتین هستم و مصرف آن کل زندگیم را به آشفتگی کشانده بود. بدون نیکوتین مصرفی ام به هیچ جا نمی توانستم بروم. در آن زمان سیگار کشیدن حتی در بیمارستان ها هم محدودیتی نداشت. حتی اگر در بیمارستان بستری بودی می توانستی از پرستار درخواست زیرسیگاری کنی. اما به تدریج همه چیز شروع به تغییر کرد. سیگار کشیدن در بیمارستان ها و اماکن عمومی ممنوع گردید. این ممنوعیت برایم قابل پذیرش نبود. به تدریج دریافتم جهان هستی برایم نقشه ای دارد تا مرا برای سفری روحانی آماده سازد. دیگر نمی توانستم در محیط کار سیگار بکشم. دوستان بسیاری هم داشتم که اجازه نمی دادند در منزلشان سیگار بکشم. در رستوران ها قسمتی را به افراد سیگاری اختصاص دادند. همه چیز در حال تغییر بود اما من هنوز آماده تغییر نبودم. زمان زیادی طول کشید تا این حقیقت را پذیرفتم که برای لذت سیگار نمی کشیدم بلکه نیکوتین ارباب و حاکم بر من شده بود. اکنون دریافته ام که تمام این تغییرات در جهان پله های آماده سازی من برای قطع مصرف و باقی ماندن در آن بود. این پله ها مرا برای برداشتن قدم هایی به سوی رهایی آماده ساختند. در آن زمان نمی دانستم که این قدم های کوچک مرا به سمت برداشتن قدم های دوازده گانه نیکوتینی های گمنام راهنمایی و هدایت می کنند.