17 آذر
رنجش به جا مانده و بخشوده نشده به‌عنوان کینه‌جویی به غیر از این که رابطه‌ام را با دیگران به خطر می‌اندازد قلبم را که جایگاه خداوند و عشق است، سیاه کرده و با قدرت ویرانگرش مرا به نابودی می‌کشاند. امروز نیاز من طریقه‌ی رهایی از رنجش‌ها و کینه‌ها و حسادت‌هاست، که مرا از جرگه‌ی آدمیت خارج می‌کند و باعث جدایی از سایر اعضای گروه که پیوند خورده‌ام می‌شود. می‌گویند که کینه دشمن شماره یک ما افراد وابسته و هم‌وابسته می‌باشد، که به راحتی و توسط خودما، مارا به فلاکت و هلاکت می‌کشاند. کینه‌جویی و انتقام گرفتن سرمنشأ بیماری روحی در من می‌باشد. وابستگی به آن می‌تواند من را در معرض صدمات جدی قرار داده و تمام جنبه‌های مثبت مرا به عنوان یک فرد مستقل، تحت اسارت قرار داده و سیستم روح و روان، عاطفه و جسمم را به نابودی بکشد. اصول خودیاری قدمها توانایی بهبودی از این وضعیت را به ما می‌دهد، تا روح و روان و احساسات و عواطف خود را تحت کنترل و اختیار قرار دهیم. خداوندا: به من توانایی عطا فرما، تا از اسارت مرگبار کینه و نفرت که سال‌ها مرا اسیر خود کرده بود، رها و آزاد شوم. خداوندا: تا وقتی با تو هستم از کینه و نفرت دور هستم!
قلبی که کینه دارد جایی برای خداوند ندارد!