شانزدهم آذر:   بهترین چیزی که می توان در زندگی آموخت اینست که: از کاری که دوست نداری پرهیز کن و دست به کاری بزن که از صمیم قلب دوست داری.

   من دوباره با بخش فراموش شده خود روبرو می شوم. بخشی از وجودم اکنون از اجبار مصرف نیکوتین رهایی یافته. هر روز به خاطر رهایی از این اعتیاد قدرتمند که زندگی من و اطرافیان را به خطر انداخته بود قدردانی می کنم. دیگر مجبور نیستم دائم نگران تعداد سیگارهای باقیمانده در پاکت سیگارم باشم. دیگر نگران آن نیستم که چگونه برای کشیدن سیگار دزدکی از خانه خارج شوم و بعد از مصرف به طرق گوناگون سعی در از بین بردن بوی تعفن نیکوتین از دهان و لباسم باشم. اکنون در کمال آزادی به هر جا می روم و نگران این نیستم که آیا نیکوتین مصرفی ام را به همراه آورده ام یا نه. دیگر نگران مقدار نیکوتین مصرفی ام تا آخر شب و نگران پس گرفتن فندکم که به دوست هم مصرفی داده ام نیستم. روزهای نگرانی و نومیدی به پایان رسیده. نگرانی از اینکه کجا می توان به راحتی مصرف کرد. دیگر بوی زیر سیگاری نمی دهم. از احساس سوزش ریه ناشی از زیاده روی در مصرف نیکوتین رها شده ام. من حق انتخاب دارم تا احساس خوبی از خود داشته باشم. من آزاد شده ام.

برای امروز رهایی و آزادی خود را جشن می گیرم.