دوازدهم آذرماه
زندگی کردن با الکلیسم باعث شده بود تا فکر کنم هیچ روزنه امیدی وجود ندارد و بنظر میرسد که همه امیدهایم نابود شده اند یادگیریها بسیاری دردناک بودند با گذشت زمان همانطور که امیدم را از دست میدادم ، احساس نا امیدی و درماندگی عمیقی میکردم . اما در حقیقت در مقابل احساساتم ایستاده و از کنترل کردن و امید به چیزهای محال صرفنظر کردم . در خلال قدمهای 12 گانه ، معنویتی را کشف کردم که بمن اجازه داد تا باور کنم دلیلی برای امیدواری وجود دارد . به کمک نیروی برترم و بدون در نظر گرفتن مقتضیات و شرایط پیرامون در هر لحظه از زندگیم احساس سرزندگی میکردم و از این احساس لذت می بردم درسهای دردناک یک شبه آموخته نمی شوند ، اما الانان به من کمک کرد تا امنیت و امیدواری را حتی در رویا داشته باشم . یاد بگیریم این طبیعی است که سالم و امیدوار بوده و حتی آرزو داشته باشم.

یاد آوری امروز

مراقبت کردن از خود راهی سخت است چرا که ممکن است نا امید شوم . پس جهت مراقبت از خویش به هنگام درد و رنج باید تلاش کنم که خود را به کلی از خوشی ها و لذت هایی که زندگی به من می بخشد ، دور نکنم امروز بهتر و کاملتر زندگی خواهم کرد . " گذر سالها ممکن است پوست را چروکیده کند (جسم ما فرسوده شود) اما رها کردن شور و اشتیاق روان را مریض میکند .