1 آذر                               ابتدا پایه و بنیان

«وقتی شروع به ایفا کردن نقش خود در جامعه میکنیم، آزادی عمل به ما کمک میکند اولویتهای خود را ردهبندی کنیم و ابتدا کارهای اساسی را انجام دهیم.»

کتاب پایه

v

مدتی زیادی از پاکی ما نگذشته که برخی از ما اولویتهای دیگری را در رأس بهبودی خود قرار میدهیم. شغل، خانواده، روابط، همه اینها بخشی از زندگی هستند که وقتی اساس بهبودی خود را بنیان نهادیم، به آنها دست مییابیم. اما قبل از اینکه کار اساسی و دشوار بنیان نهادن اساس بهبودی خود را انجام دهیم، نمیتوانیم زندگی مستحکمی را برای خود بسازیم. مانند خانهای که روی شن ساخته شده، این زندگی در بهترین حالت متزلزل است. 

قبل از اینکه همه توجه خود را به بازسازی چهارچوب دقیق زندگی خود معطوف کنیم، باید اساس بهبودی خود را بنیان نهیم. ابتدا اقرار میکنیم اساسی نداریم و اعتیاد زندگی ما را کاملاً غیر قابل اداره ساخته است. سپس، با کمک راهنما و اعضای جلسه همیشگی خود به نیرویی که برای زمینهسازی زندگی ما به قدر کافی قدرتمند است، ایمان پیدا میکنیم. خرابی را از محلی که آینده خود را بر آن خواهیم ساخت، اصلاح میکنیم. سرانجام، با اصولی که در امور روزمره خود اجرا میکنیم، به طور عمیق و عملی آشنایی پیدا میکنیم: بررسی صادقانه خود، اطمینان به راهنمایی و قدرت نیروی برتر خود و خدمت به دیگران. 

وقتی اساس ما آماده شد، میتوانیم با تمام انرژی برای منسجم کردن زندگی خود به جلو حرکت کنیم. اما ابتدا باید از خود بپرسیم آیا پایه و بنیان ما محکم است یا خیر، چراکه بدون پایه و اساس، هر چیزی که میسازیم، مدتی طولانی دوام نمییابد. 

v

فقط برای امروز:  به بنیان نهادن اساسی محکم برای بهبودی خود اهمیت میدهم. میتوانم بر روی این اساس، یک عمر بهبودی را بنا کنم.