بخشش..20نوامبر..29ابان..
وقتی برای اولین باربه نارانان امدم,شنیدم عضوی مشارکت میکردکه بخشیدن دیگران هدیه ای به خودش میباشد.قبل ازان همیشه فکرمیکردم که دیگران رابه خاطرلطف به انهامیبخشم.درنارانان یادمی گیرم که بخشش ,لطف نیست کاری است که برای خودم انجام میدهم.وقتی به خشم  ورنجش ازدیگران چسبیده ام به خودم صدمه میزنم.بیشتراوقات فکردیگری جزفکرکردن به فردی که ازاوخشمگین هستم ,ندارم,معتقدم که این به خصوص درموردمصرف کننده ی فعال صدق میکند.
امروزسعی میکنم که دران زمان هاکه صدمه میخورم وباکارهای معتادم مودسواستفاده قرارمیگیرم,بخشش راتمرین میکنم.به خاطردارم که معتادبیماراست .رنجش وخشم من به معتادم مرادرارتباط باهمان سواستفاده های گذشته قرارمیدهد.افکارواحساسات خشمگینانه من به ان حادثه بارهاوبارهامرادرمعرض همان تجربه قرارمیدهد.هم چنین مانع ازتجربه کردن صلح وارامش من میشود.
خشم ورنجش برای برای من یامعتادم خوب نیست,بنابراین  امروزبه جلسه خواهم رفت,
درمورداحساسم صحبت خواهم کردوکمک نیروی برترم راخواهم خواست که رهاکنم پیش روم.گاهی این فرایند مدت زیادی طول میکشد,امااگردرجهت درست قدم بردارم,صلحی را که درپی ان هستم خواهم خراهم یافت.
تفکری برای امروز:مهم نیست که چقدراشتباه دردناک است ,من نیازدارم که ببخشم چون بهبودیم اولویت من است .حق ندارم دیگران راقضاوت کنم ووقتی دیگران رابه خاطرصدمات گذشته می بخشم,موهبت مضاعفی است