زبان همدردی 28                                 آبان

«...فرد معتاد از ابتدا به همان میزان احساس همدردی دست مییابد که هر فردی بدان نیاز دارد تا خود را متقاعد کند که میتواند با الگو گرفتن از افرادی که سالهای بسیاری در بهبودی به سر بردهاند، پاک بماند.»

کتاب پایه

v

بسیاری از ما در اولین جلسه خود حضور یافتیم و چون کاملاً مطمئن نبودیمNA متعلق به ماست، چیزهای زیادی را برای عیبجویی یافتیم. یا احساس میکردیم هیچ کس مانند ما رنج نبرده است یا اینکه خود ما به اندازه کافی رنج نبردهایم. اما وقتی گوش دادیم، شروع به شنیدن چیز جدیدی کردیم، زبان بیکلامی که ریشه در شناخت، باور و ایمان داشت: زبان همدردی. چون به احساس تعلق شدیداً نیاز داشتیم، به گوش دادن ادامه دادیم.

وقتی زبان همدردی را درک میکنیم و به این زبان صحبت میکنیم، همه احساس همدردی مورد نیاز خود را به دست میآوریم. برای درک این زبان ویژه، با قلب خود گوش میدهیم. زبان همدردی از کلمات استفاده نمیکند؛ بیشتر از اینکه بیان کند، احساس میکند. موعظه یا سخنرانی نمیکند، بلکه گوش میدهد. میتواند با روح معتادی دیگر بدون بیان هیچ کلمهای ارتباط برقرار کند و آن را لمس کند.

فصاحت و روانی در زبان همدردی از طریق تمرین به دست میآید. هر چه در ارتباط خود با سایر معتادان و نیروی برتر خود بیشتر از این زبان استفاده کنیم، آن را بیشتر درک میکنیم. این زبان موجب شرکت مجدد ما در جلسات میشود.

v

فقط برای امروز:  با قلب خود گوش میدهم. هر روزی که سپری میشود، در زبان همدردی روانتر میشوم.