دعاومراقبه ..19نوامبر..۲۸ابان

قبل ازاینکه به نارانان بیایم,خشمگین بودم.تمام وقت نگران بودم وبه معتادفکرمیکردم همیشه کاری برای دیگران انجام میدادم.به دیگران الویت داده وازخودغفلت میکردم.نیازبه تغییرداشتم چون درحال تخریب خودم بودم.بعدازسالها,باخودم خیلی فکرکردم امانمیتوانستم معتادم راببخشم این نگرش مرابیمارکرد.خیلی عصبانی ومنفی بودم.خودم رادوست نداشتم.من یک بینوای پریشان بودم,وهرگزدرونم ارام نبود.بلاخره فهمیدم که نیازبه کمک دارم.
خیلی سپاسگزارم ازاینکه دوستی که اوهم یک معتادرادوست دااشت,مرابه اولین جلسه نارانان دعوت کرد.وقتی اولین باربه نارانان امدم هنوزصدای قربانی شدن میشنیدم,اماخانواده های نارانان برایم رفتارسالم راسرمشق قرارداد.انهابه من ابزار,شهامت وانگیزه برای تغییررفتاروزندگی ام رادادند.کمک کردندتاصلح وارامش راپیداکنم.
درنارانان درموردقدرت دعاومراقبه یادمیگیرم.اموخته ام درباره عدم سلامت عقلی که دارم مراقبه کنم.میتوانم مراقبه کرده وذهنم راازوسواس فکری پاک کنم.مراقبه کمک میکندازنگرانی رهاشوم وبه من درپیدکردن صلح کمک میکند.بهترین تجربه یادگیری ام زمانی اتفاق افتادکه هیچ کاری انجام ندادم.ازطریق مراقبه راه بهتری برای تمرکزکردن یادمیگیرم.این به من کمک میکندتارفتارم رابهترکنم.برای من,مراقبه تجربه پاک کردن ذهن است واین به من دریافتن ارامش کمک میکند.
تفکری برای امروز:درنارانان رشدکرده وگاهی دوباره به گذشته میروم.اماباحضورنیروی برتردوست داشتنی ام که ازطریق دعاومراقبه وصدای خانواده نارانان درزندگی من واقعی وزنده است,برمیگردم.