28 آبان
از لحظه‌ای که تصمیم می‌گیرم اراده و زندگی خود را به خداوند واگذار کنم، زندگی و آینده‌ی خود را تامین و بیمه کرده‌ام. ما افراد وابسته در گذشته زندگی و اراده و ارزش‌های خودمان را به وابستگی‌های خود سپرده بودیم و حاصل آن را هم دیده‌ایم. اکنون با سپردن و واگذاری زندگی و اراده‌ی خودمان به خداوند، می‌خواهیم به حکومت سیستم بیمار ذهن و رفتار ناسالم‌مان خاتمه دهیم و تمام چیزها را به دست با کفایت خداوند بسپاریم. تا جایی که به نقطه‌ی اعتقاد و اعتماد و ایمان برسیم. گاهی غرور و بیماری ما دست به دست داده و مانعی در راه این روند تصمیم‌گیری ایجاد می‌کند. همه‌ی ما می‌دانیم که با برداشتن این اصول، این واقعه به یکباره اتفاق نمی‌افتد، بلکه به آرامی و مرور وارد مراحل عملی می‌شویم. چون بیماری بی‌ایمانی‌ در ما آنقدر قوی شده که با ما شروع به جنگ خواهد کرد. آیا من هر روز صبح با دعا کردن از خداوند تقاضا می‌کنم، تا مرا آماده کند در طول امروز از او راهنمایی و کمک بخواهم؟ آیا به آن درجه از باور رسیده‌ام تا به خداوند اعتماد کنم و بدانم که او خیر مرا می‌خواهد؟ خواست خداوند بر بهبودی و آزادی من از قید وابستگی‌ها است!
صبر، صبر، صبر کلید پیروزی است!