هفدهم آبان
در شهر خود بر روی یک صفحه آگهی این عبارت را خواندم "برخی برای نوشیدن به منبع علم روی می آورند و بعضی برای غرغره کردن می آیند .پیش از حضور در الانان به این پیام می خندیدم . اما گاهی در این مورد که فردی بودم که می نوشیدم یا غرغره میکردم نگران بودم . به نظر من زندگی فقط سیاه یا سفید بود و برای احساس آسایش واقعی ، باید از راهکارهای بسیاری آگاهی داشتم . اما هریک از بر چسب هایی که من به خودم زده بودم باعث میشد که از احساس اشتباه رها شوم یعنی خطاهای خود را توجیه میکردم و سعی و تقلا میکردم که خود را اثبات کنم . از الانان سپاسگزارم ، اکنون آسانتر می پذیرم که من گاهی اوقات افکار را می نوشم و گاه غرغره میکردم .و گاهی بر آنچه موجب لغزش من میشد انگشت می گذاشتم . من ناچار نیستم بهتر یا متفاوت از دیگران عمل کنم . بهترین کاری که می توانم انجام دهم ، به اندازه کافی خوب بودن است . میتوانم آرامش داشته باشم و از شوخی لذت ببرم .

یاد آوری امروز

الانان مرا تشویق میکند تا افکار و اعمال خویش را بررسی کنم . اما معنای این عمل خود شیفتگی نیست و نیز به معنای این نیست که تا سر حد مرگ خود را مجازات کنم . وقتی که خود را همان طور که هستیم می پذیریم ، با احساس احترام بیشتری زندگی خواهیم کرد " گاهی اوقات آنقدر به سختی تلاش میکنم که قادر نیستم نوری که ما در جستجوی آن هستیم و در درون ما وجود دارد را ببینیم