افکار....
5نوامبر     14آبان
قبل از حضور در جلسات نارانان اعتیاد مرا از پا در آورده بود.شبیه یک کابوس شبانه که هرگز تمام  نمی شد و کنار نمی رفت.خواب آرام  شبانه را از من گرفته بود!وزنم کم شده بود چون همیشه معده درد داشتم و از خودم مراقبت نمی کردم.در آمدم کم شده و افسرده و بی میل شده بودم .باید اقرار کنم که اجازه داده بودم  اعتیاد خودم و خانواده ام را نابود کند.
اکنون از طریق نارانان یاد گرفته ام که می توانم کنترل زندگی ام را پس بگیرم .یاد می گیرم که اگر به بیمار شدن در باره کار های معتاد ادامه دهم کنترل خودم را از دست می دهم.یاد می گیرم که در زندگی با معتاد از او دوری نکرده بلکه فقط خودم را قوی تر کنم.یاد می گیرم معتاد را با عشق رها کنم.
می دانم چیزهای زیادی برای یاد گیری دارم و اینکه سفرم  را تازه شروع کرده ام.می توانم با استفاده از این برنامه و ابزار و اصول آن بر موانعی که زندگی سر راهم قرار می دهد غلبه کنم .هم چنین می دانم که قدم اول "اقرار کردن به اینکه من در برابر این بیماری و افراد دیگر عاجزم"به من قدرت تسلط بر خودم را می دهد.

تفکری برای امروز:
هیچ قربانی در این بیماری وجود ندارد.به جز کسانی که داوطلب آن هستند.