چهاردم آبان
سیاری از ما معنقدیم که بیشترین نقص های شخصیتی صرفا صفاتی هستند که به آنها نیازی تدارم . بسیاری از ما با زندگی کردن در شرایط الکلیسم ، روشهای زیرکانه ای مانند انکار یا راز داری را برای بقا پرورش می دادیم اما به محض اینکه از حمایت برنامه الانان برخوردار میشویم درک خواهیم کرد که روشهای قدیمی ما سودمند نبوده بلکه مخرب بوده است . آنچه سایقا به ما اجازه میداد که در شرایطی غیر ممکن اقدام کنیم (عمل کنیم ) اکنون مانع برای رشد ما محسوب میشود و ارزش دارایی ما کم میشود . یعنی این نقصها دیگر مثل گذشته برای ما کار نمی کنند دیگر نقص های شخصیتی در ما رشد کرده مانند دارایی است که ارزش خود را از دست داده است . به عنوان مثال تمایلی صادقانه برای کمک به فردی که به او علاقه مندیم با افراط در این موضوع میتواند به محروم کردن دیگری برای تشخیص نیازهای شخصی وی شود . از این دیدگاه ما با ترس از مسائلی که ریشه در پارای از نقصهای ما دارند روبرو نمی شویم ما تنها آنرا به نیروی برتر واگذارمیکنیم تا او در زندگی ما تعادل ایجاد کند یا آنرا از بین ببرد . چرا که نیروی برتر در مدتی کوتاه نیازهای ما را مرتفع میکند .

 یاد اوری امروز

.وقتی که از نقائص شخصیتی خویش آگاه میشوم بجای اینکه خود را محکوم کنم میتوانم از رشد خویش آگاهی پیدا کنم .من دریافته ام که یک ویژگی که یکبار به من احساس به ظاهر خوب ولی بیمارگونه میدهد ، همیشه کاربرد ندارد ، یا ارزشهایی که کیفیت خود را از دست میدهند (یعنی از تعادل خارج میشوند) زندگی مرا غیر قابل کنترل میکنند این تمایل به مواجه شدن با واقعیت بجای بیمار شدن به من آمادگی برای انتخاب سلامتی را نشان میدهد . گاهی اوقات ما باید خودمان ، نقایص و همه خصوصیات فردی را را بپذیریم و پیش از اینکه تمام نقص ها بر طرف شوند