13 آبان
خیلی از ما به خاطر بیماریمان که ما را مجبور به مخالفت و رد کردن واقعیت و حقایق می‌کند، قادر نیستیم ترس‌هایم را کنار بگذاریم. برای این کار حاضر هستیم صدها دروغ و دلیل و بهانه بیاوریم که ما کارمان درست است و راست می‌گوییم. هر اتفاقی را دلیل و مدرک می‌کردیم که حق با ما است، به یاد حرف: دیدی راست می‌گفتم! اکنون در ارتباط با اراده‌ی پوشالی من و اراده‌ی خداوند کدام قوی‌تر و درست‌تر است؟ اراده و قدرت بشری ما را دچار شک و تردید می‌کند. آیا هنوز هم در رابطه‌ی عاشقانه و حضور خداوند مهربان در زندگیمان بی‌ملاحظه رفتار می‌کنیم؟ امروز می‌دانم که فلسفه‌ی وجودی و حضوری خداوند در پس هر ماجرا و اتفاقی که در طی روز واقع می‌شود، غیرقابل انکار است. امروز دریافته‌م که به غیر از تغییر در روش و تفکرات بیمارگونه نیاز به رُشد یافتن معنوی تنها از طریق تسلیم شدن به اراده‌ی خداوند است، که می‌تواند مرا در رسیدن به مقصد درست و آرامش بخش کمک و یاری کند! اصول خودیاری معتقد است که بیماری من بیماری بی‌خدایی می‌باشد و خلأ معنوی است.
در راه عشق، خداوند جلودار و من در پی او!