دوازدهم آبان:   نگرانی در مورد چیزی که کنترلی بر آن نداری هیچ معنایی ندارد زیرا کاری از دست تو ساخته نیست. اما چرا نگران کارهایی هستی که می توانی انجام دهی!

   بیست سال برای قطع مصرف نیکوتین عذاب کشیدم. یک بار به مدت چند هفته قطع مصرف کردم وقتی بعد از چند هفته مجددا شروع به مصرف کردم روز پر اضطرابی را در محل کار سپری کردم. شرکت ما مورد انتقاد شدید مشتریان قرار گرفته بود. رئیس شرکت برای یافتن راه حل به ماموریت رفته بود و من در دفتر کار خود زندانی شده بودم و هیچ کاری به جز دادن اطلاعات به ارباب رجوع و پاسخ گویی تلفن ها نداشتم. در قفسه سینه احساس سنگینی و در بازوی چپ احساس سوزش می کردم. می دانستم در معرض یک سکته قلبی هستم اما هیچ فرصتی برای خروج از شرکت نداشتم. برای آرام کردن تنش موجود در شرکت به طبقات بالا و پایین سرکشی می کردم اما موثر نشد. سرانجام برای آرام کردن خودم شرکت را ترک کردم و یک پاکت سیگار خریدم. انجمن نیکوتینی های گمنام مرا یاری کرد تا از یک زندگی رها از مصرف نیکوتین بهره مند گردم.

 برای امروز، با چالش ها و شادی های زندگی با ذهنی باز روبرو خواهم شد.