یازدهم آبان:   یکی از غم انگیزترین چیزها در طبیعت بشر این است که تمایل به تعویق انداختن دارد. اکثر ما رویای باغ گل رز را، فقط در سر می پرورانیم.

   در اواخر دوران مصرف، کشیدن سیگار در محیط کار ممنوع شده بود و مجبور بودم از کشیدن سیگار خودداری کنم. وقتی در پایان روز خسته و کوفته از سر کار به خانه بر می گشتم در گوشه ای می نشستم و یکی پس از دیگری به کشیدن سیگار مشغول می شدم. می بایست برای اعضای خانواده شام تهیه می کردم اما به خود می گفتم بعد از کشیدن این یکی دست به کار می شوم. عاقبت با بی حوصله گی از این که باید کشیدن را رها و به تهیه شام بپردازم زیر لب با خود غرغر می کردم. کاملاً منزوی شده بودم. اصلا دوست نداشتم هیچ کس و هیچ چیز مانع سیگار کشیدنم شود. عاقبت به نیکوتینی های گمنام پناه آوردم و در اینجا افرادی را یافتم که مرا در مسیر بهبودی هدایت نمودند.

برای امروز، حق انتخاب دارم تا در جمع باشم و از زندگی لذت ببرم.