8 آبان
بزرگترین معجزه این است که زنده هستم و با اصول برنامه‌ی خودیاری قدمها زندگی می‌کنم. عادت به خطر کردن با زندگی خودم و دیگران و ریسک کردن با آبرو و مال و جان و به مخاطره انداختن ارزش‌های انسانی برایم یک امر کاملاً طبیعی بود. به راستی امروز چه اتفاقی افتاده است که دیگر چنین نیستم؟ امروز الطاف خداوند را یاد کرده و با سپاسگزاری از او و فرصتی که برای زنده ماندنم و بهتر کردن اوضاع زندگیم در اختیارم قرار داده است که لحظاتم را پُربارتر و زیباتر ‌کنم. امروز می‌دانم که خداوند در همان دوران ریسک کردن و افکار و رفتار ناسالم و دردناک و خطرناک که درگذشته داشتم، مرا محافظت می‌کرد تا من کاری دست خودم و سایر بندگانش ندهم. من در همان حالی که فکر می‌کردم خداوند مرا به حال خودم رها کرده است، در اصل من دستم را از دست او درآورده بودم. امروز با تمام وجود به پیام او از دهان دیگر بندگانش و نشانه‌های طبیعی گوش فرا خواهم داد، تا از اراده و قدرت او برای زندگی دوباره‌ام آگاه شوم. امروز خداوند در رأس همه‌ی اعمالم خواهد بود. یاد او معنای تازه‌ای به زندگیم هدیه داده است.
خداوند هرگز مرا رها نخواهد کرد!