22 مهر
موضوع اعتماد
من دوست دارم به مردم مزیت شک را شرح دهم. حدس میزنم به این دلیل است که خیلی آسان به معتاد عزیزم اجازه دادم که به دروغ گفتن به من ادامه دهد.  چون من خیلی وقت ها دروغ می گفتم، احساس کردم که تواناییم برای اعتماد کردن را از دست داده ام. انکار موقعیتم، فقط اوضاع را بدتر کرد و من تبدیل به فردی بدگمان و تلخ شدم. چون به معتادم اعتماد نداشتم.  همیشه در پس ذهنم سردرگم بودم که آیا مردم به من راست میگویند یا از من سواستفاده میکنند.
در برنامه نارانان اعتمادم به دیگران دوباره برگشت. با قطع وابستگی از رفتار معتاد، توانستم یاد بگیرم که دوباره اعتماد کنم. حمایت،  عشق بدون شرط و دوستی که از اعضای نارانان دریافت می کنم به من توانایی اعتماد دوباره، از جمله به معتاد را میدهد. البته هر تغییری زمان میبرد و من حس اعتماد را یک شبه پیشرفت ندادم. اگر چه توانستم به دروغ هایی که معتاد در گذشته به من می گفت نگاه کنم و بفهمم که او خودش اجازه داده که بیماری باقی بماند. من نباید تعجب کنم اگر معنی رنجش های ادامه دار و بی اعتمادیم این بوده است که من هم به اندازه ی معتاد، بیمار بوده ام.
احساس خوبی است که بتوانی دوباره اعتماد کنی. مجبور نیستم در پس ذهنم فکر کنم که کسی سعی میکند از سرشت اعتمادگر من سواستفاده کند. لازم نیست به روش فکر کردن بیمارگونه ی قدیمی ام برگردم. من میتوانم اعتماد کردن را انتخاب کنم و دوباره احساس خوبی داشته باشم.
تفکری برای امروز :  وقتی گفته ی " به خدا اعتماد میکنیم " را به خاطر می آورم در مورد معنی این عبارت فکر میکنم. میتوانم به نیروی برترم که مرا هدایت میکند و در صلح نگه میدارد اعتماد کنم.