بیست و دوم مهر:   زنده بودن به معنی زندگی کردن نیست.

در دوران مصرف، برای قطع مصرف به هر تلاشی دست زدم. مأیوس و ناامید شده بودم. می دانستم از لحاظ جسمی و روحی و روانی معتاد هستم. از مزه و بوی سیگار لذت می بردم. بیشترین ترس من برای قطع مصرف، ترس از دست دادن مزه سیگار بود. قبل از اعتیاد به نیکوتین وقتی مضطرب بودم ناخن هایم را می جویدم. اعتیاد من با اولین بار مصرف آغاز نشد بلکه شروع آن سال ها قبل از اولین بار مصرف بود. مصرف نیکوتین نه تنها مزه دهان بلکه احساساتم را نیز تغییر می داد. با مصرف نیکوتین سرشار از انرژی و آرامش می شدم و دیگر مجبور نبودم با احساسات ناخوشایند درگیر شوم. با مصرف نیکوتین می توانستم هر کاری را انجام دهم و همه چیز را در کنترل داشته باشم. کسانی را می شناختم که معتاد به مواد مخدر  یا الکل بودند و هیچ کنترلی بر زندگیشان نداشتند. تصور زندگی بدون مصرف نیکوتین برایم غیر ممکن بود. عاقبت با انجمن نیکوتینی های گمنام آشنا شدم. داستان زندگی اعضای انجمن را شنیدم و به باور رسیدم که بدون مصرف نیکوتین هم می توان زندگی کرد و از آن لذت برد.

برای امروز، به جای سرکوب کردن احساسات با مخدر نیکوتین، با آن ها روبرو می شوم.