بیست و یکم مهر:   امید نیز همانند ناامیدی می تواند از انسانی به انسان دیگر انتقال یابد.

   در یکی از جلسات، شخصی از مقدار مصرف نیکوتین مشارکت می کرد. کنجکاو شدم. وقتی بررسی کردم متوجه شدم هشتاد درصد مصرف نیکوتین من زمانی بود که برای اولین بار پس از یازده ماه قطع مصرف لغزش کردم و بیست در صد آن بعد از برداشته شدن ریه چپ توسط تیغ جراحی بود. زمانی که جراح برای نخستین بار در مورد نیکوتین به من هشدار داده بود  نوجوان بودم. من نیز مانند بسیاری دیگر از مصرف کنندگان نیکوتین به این امر مهم، اهمیتی ندادم. با خود فکر می کردم خطر مرگ ناشی از مصرف نیکوتین گریبان گیر کسانی می شود که افراطی مصرف می کنند و من فقط تفریحی سیگار می کشم. در واقع حتی در همان زمان، شک داشتم که آیا من هم افراطی مصرف می کنم؟! برای مصرف نیکوتین حاضر بودم دست به هر کاری بزنم. وقتی برای اولین بار قطع مصرف کردم، روزی تصمیم گرفتم فقط یک پک بزنم اما بعد از آن یک پک دیگر نتوانستم قطع مصرف کنم. می دانستم که معتاد هستم، اما تصور می کردم که هرگز قادر به قطع مصرف نخواهم بود. همیشه فکر می کردم با سایر معتادان فرق می کنم و اعتیاد من بیش از اعتیاد آنان است. وقتی به اولین جلسه نیکوتینی های گمنام آمدم در اینجا کسانی را دیدم که آنان نیز مانند من معتاد بودند. آنان  بدون مصرف نیکوتین با شادمانی زندگی می کردند. آنان امیدی را که در نومیدی به دنبالش می گشتم در من زنده کردند.