19 مهر
غیبت
یکی از سه دشمن کشنده که میتواند گروه را از هم بپاشاند غیبت است. وقتی برای اولین بار به نارانان آمدم، ترس از قضاوت داشتم. خودم را از خانواده و دوستان جدا کرده بودم و خجالت میکشیدم که اقرار کنم مشکلی در خانواده ام وجود دارد. نمیخواستم مرکز بحث باشم و بطور حتم نمیخواستم خانواده ام به من بعنوان یک گاو پیشانی سفید با روابطی از دست رفته فکر کنند.
معتقدم آن روز، ترس توجیه داشت زیرا خانواده و دوستانم در بهبودی نیستند آنها درک نمیکنند که اعتیاد یک بیماری است. معتقدم اعتیاد یک مشکل اخلاقی است و همین باعث میشود با رفتاری منفی واکنش نشان دهند. پاسخ آنها به مسئله ساده است، خلاص شدن از دست معتاد و آن وقت همه چیز خوب خواهد شد. با این وجود حقیقت این است که من هم از اثرات اعتیاد رنج میکشم، چون با رفتارهای متقابل بیمار گونه که از خانواده ام یاد گرفته ام پاسخ میدهم . سعی میکنم روابط بیمار گونه ی گذشته ام را در روابط فعلی خود درست کنم.
اگر بخاطر آسایش، احساس امنیت و قضاوت نشدنی که من در نارانان یافته ام، نبود. به جلسات نمی امدم و بهتر نمیشدم. وقتی در غیبت غرق میشوم به خودم یادآوری میکنم که غیبت محصول فرعی اعتماد به نفس پایین است. چیزی است که من انجام می دهم تا خودم را بهتر از دیگران احساس کنم. تمرکز روی بهبودی خود را متوقف کرده و شروع به قضاوت دیگران می کنم.
تفکری برای امروز : وقتی تمرکزم روی دیگران است و آنها را قضاوت میکنم، نمیتوانم از بیماری اعتیاد بهبود یابم. غیبت و قضاوت نخواهم کرد، بلکه تمرکزم را روی خودم نگه میدارم تا بتوانم موهبت های بهبودی را تجربه کنم .