نوزدهم مهر
با تعهد به برنامه الانان،تغییری شگفت انگیز در زندگی من رخ داد.کشف کردم که حس شوخ طبعی دارم.وقتی که به جلسات آمدم من حتی زورکی نمی خندیدم و از کسی که شوخی میکرد میرنجیدم.در طول جلسات نتوانستم تمامی خنده ها را درک کنم.من به هیچ موضوع مفرحی گوش نمیکردم،زندگی مصیبت بار و سخت بود.
اخیرا یکی از هفته هایی که هیچ چیز بر وفق مرادم به نظر نمیرسید،در مورد پیش آمدهایی که آنها را بی نهایت دشوار می یافتم مشارکت کردم.عجیب ترین بخش مسئله این بود که دریافتم داستان درد های من به گونه ای باور نکردنی مضحک بود،به طوری که اکثریت جلسه چنین بودند.
این دگرگونی را بیشتر از هر تغیی دیگری در خود با شکوه یافتم.این امر به مکن یادآوری کرد که میتوانم خودم و زندگیم را بر مبنای واقعیت ببینم.من تحت تسلط جنبه های مختلف زندگی قربانی،قابل ترحم و تسلیم نیستم،امروز می توانم خود و موقعیت خویش را روشنتر ببینم.حتی می توان اجازه دهم تا شادی و لبخند بخشی از تجربه دشوار من باشد.

یادآوری امروز

اگر قدمی به عقب بردارم و آنطور که یک فیلم را تماشا میکنم به امروز نگاه کنم،یقین دارم در نهایت لحظاتی را پیدا میکنم که میتوان از برخی صحنه های شاد آن لذت ببرم.
"روزی که نخستین خنده واقعی را در خود احساس کنی،رشد خواهی کرد."