طلب آمرزش، نه عدالت 13                                       مهر

«بسیاری از ما در پذیرفتن اینکه به دیگران صدمه زدهایم، مشکل داریم... توجیهات و عقاید خود درباره قربانی بودن را کنار میگذاریم.»

کتاب پایه

v

زندگی ما پیشرفت خوبی دارد. اوضاع به خوبی پیش میرود و هر یک از سالهای بهبودی هدایای مادی و روحانی بیشتری را برای ما به ارمغان میآورد. شاید مقدار کمی پول در بانک، ماشینی جدید یا رابطهای مسئولانه داشته باشیم. کمی اعتماد به نفس داریم و ایمان ما به نیرویی برتر رشد میکند.   

سپس اتفاقی میافتد. فردی شیشه اتومبیل ما را میشکند و ضبط صوت را سرقت میکند یا فردی که با او رابطه داریم، نسبت به ما بیوفایی میکند. فوراً احساس قربانی بودن میکنیم. ناله میکنیم «پس عدالت کجاست؟» اما اگر نگاهی به رفتار خود در گذشته بیندازیم، شاید به تقصیر خود در اتفاقی که برای ما افتاده است، پی ببریم. میفهمیم که واقعاً عدالت نمیخواهیم—نه برای خود و نه برای دیگران. آنچه میخواهیم آمرزش است.

از خداوند مهربان به خاطر ترحمی که نسبت به ما نشان داده شده، سپاسگزاریم و برای سپاسگزاری از همه هدایای ارزشمندی که بهبودی به ارمغان میآورد، وقت صرف میکنم.

v

فقط برای امروز:  برای آمرزش دعا میکنم، نه عدالت. به خاطر آمرزشی که دارم، سپاسگزارم و نسبت به دیگران با بخشندگی رفتار میکنم.