12 مهر
دیگر تنها نیستم
چند روز پیش با دوستی در مورد اعتیاد صحبت میکردم و او از من پرسید که آیا به یک نیروی برتر اعتقاد دارم. من پاسخ دادم بله دارم. همچنین گفتم که از وقتی اعتیاد به زندگیم وارد شده بیشتر از قبل به نیروی برترم نزدیک شده ام. به او گفتم که اعتیاد برای اینکه من به تنهایی آن را مدیریت کنم، خیلی بزرگ است. برای مدت شش سال سعی کرده بودم که با اعتیاد پسرم کنار بیایم و وقتی نتوانستم بر آن غلبه کنم، به دنبال کمک گشتم. به آخر خط رسیده بودم و میخواستم بیشتر از این صدمه نبینم. نارانان کمکی بود که من نیاز داشتم و معتقدم خداوند مسیر درست را نشانم داد. حالا دیگر من تنها نیستم. در یک جلسه عضوی به خاطر کارهای پسرش پریشان بود، زمانی که درباره ی آخرین رفتار مخرب پسرش با ما صحبت میکرد، به گریه افتاد.
مخصوصا وقتی که گفت صبر کرده تا به جلسه بیاید و همه آنها را بیرون بریزد، چون ما چیزی را که او تجربه کرده بوده، درک میکردیم. وقتی میگویم دیگر تنها نیستم، منظورم این است.
با شرکت در جلسات نارانان، یاد گرفته ام که در هر یک از اعضا نیروی برترم را ببینم. با خواندن نشریان نارانان، گوش دادن به مشارکت اعضاء در جلسات، کار کردن با راهنمایی که کمک کرده تا بیایم نارانان را بهتر درک کنم. کسانی که محرمانه میتوانم رنج ها و رازها را بگویم و کلمات تسلی بخش بشنوم، راه بهتری برای زندگی کردن یافته ام.
تفکری برای امروز :  به دلیل این که دیگر تنها نیستم، خسارت ها و تمام چیزهایی را که همراه آن می آیند، میتوانم بهتر مدیریت کنم