8 مهر
سنت پنجم در مورد تشویق و درک نمودن بستگان الکلی ما بحث میکند.اوائل این مطلب برای من یک معما بود مگر الانان به طور کلی به ما نمی اموزد که روی خودمان تمرکز کنیم؟این به نظر متناقض میرسید.
شاید دلیل ابهام من این است که تمایل داشتم افراطی فکر کنم و محتاط باشم.دیگر اینکه یا من بر خود تمرکز کرده و خود را کاملا از زندگی دیگران جدا کرده بودم،یا انقدر خود را وقف زندگی اطرافیانم کرده بودم که خودم را از یاد برده بودم.الانان کمکم کرد به جایگاه اصلی خویش بازگردم.
من میتوانمو به خودم توجه کنم در عین حال مراقب و عاشق دیگری نیز باشم.من نمیتوانم نسبت به فرد مورد علاقه ام که از ابتدا به بیماری الکلیسم مبتلا یا از اثرات ان در رنج است مهربان باشم بی انکه در رابطه با خودم بی توجه باشم.تشویق و مهربانی نسبت به دیگران یک راه مهربانی با خودمان است.من مجبور نیستم خودم را قربانی کنم
.
یاداوری امروز

من یاد میگیرم چطور ارتباطی متعادل و محبت امیز داشته باشم.امروز حمایت خود را به کسانی که دوستشان دارم عرضه میکنم و در عین حال مراقب خودم هستم.
((اگر شما دوست بدارید مورد علاقه و دوست داشتنی خواهید شد))