هفتم مهر:   سرچشمه خوشبختی و بدبختی هرکس  افکار و باورهای اوست.

   امروز یک روز تازه است و من احساس افسردگی می کنم. اگر این افسردگی را رها نکنم فرصت زندگی را از دست می دهم. یک روز تازه می تواند در هر لحظه شروع شود و من مایلم روزم را از اکنون آغاز کنم. اگر خوب به اطراف بنگرم چیزهای بسیاری وجود دارد که می توانم هم اکنون از آن بهره مند باشم. مطمئنا کاری برای انجام دادن و مسئولیتی برای بر عهده گرفتن وجود دارد. هیچ دلیلی وجود ندارد که امروز را با خستگی و پریشانی بگذرانم. من حق انتخاب دارم. اگر خوب به اطراف بنگرم چیزهای بسیاری وجود دارد که بتوانم از آن ها لذت ببرم. چیزی که گاهی فراموش می کنم این است که من مسئول کیفیت زندگی روزمره خویش هستم. اگر مترصد رویدادهای خوشایند در زندگی باشم دیر یا زود در زندگی رخ خواهد داد. امّا این کافی نیست که در گوشه ای بنشینم و فقط در انتظار این رخدادها باشم بلکه لازم است جهت رسیدن به آن ها گام بردارم. من همیشه از این که نمی دانم کی بهبود پیدا می کنم در رنج و عذابم. اگر فقط درد و رنج و عذای بکشم و هیچ نتیجه رضایت بخشی نگیرم چرا باید به خود زحمت دهم؟

برای امروز، تجربه ای مثبت کسب خواهم کرد. هر مشکلی را برای درسی که با خود دارد می پذیرم.